دیندار

دیندار

Dindar
دیندار

دیندار

Dindar

دانلود مبانی نظری سبک های تفکر و نگرش های ناکارآمد فرزند پروری والدین بر اضطراب کودکان


مبانی نظری سبک های تفکر و نگرش های ناکارآمد فرزند پروری والدین بر اضطراب کودکان

مبانی نظری سبک های تفکر و نگرش های ناکارآمد فرزند پروری والدین بر اضطراب کودکان

دانلود مبانی نظری سبک های تفکر و نگرش های ناکارآمد فرزند پروری والدین بر اضطراب کودکان

مبانی نظری سبک های تفکر
نگرش های ناکارآمد فرزند پروری والدین
اضطراب کودکان
دسته بندی روانشناسی و علوم تربیتی
فرمت فایل docx
حجم فایل 86 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 43

وراثت و ژنتیک

اولین مکانیسمی که می تواند همپوشی بین  اختلالات اضطرابی والدین و کودک را توضیح دهد انتقال ژنتیکی است . مطالعات ژنتیکی رفتار تخمین زده اند که بیش از پنجاه درصد از آمادگی و استعداد اضطراب (مثل حساسیت برای اضطراب، بازداری رفتاری ، ترس از ارزیابی منفی) ارثی است و از والدین به کودکان منتقل می شود (استاین، جنگ، لیویسلی[1]،2002). در مقایسه با زمینه و استعداد اضطراب ، سهم ژنتیک برای اختلالات خاص اضطرابی کمتر از 30 درصد گزارش شده است (کندلر، نیئل، کسلر، هیز، ایوس،[2]1992) . هم مطالعات خانوادگی و هم مطالعات بر روی دو قلوها سهم مشخصی از نقش ژنتیک در اختلالات اضطرابی کودکان نشان داده اند. اختلالات اضطرابی در کودکانی که والدین آنها دارای اختلالات اضطرابی یا اختلالات اضطرابی همراه با افسردگی (بیدل و تورنر[3]، 1997به نقل از مانیاسیس، هادسون، وئب، آلبانو[4]،2004)، اضطراب اجتماعی (مانچینی[5]،1996،به نقل از مانیاسیس، هادسون، وئب، آلبانو،2004)، ترس از فضاهای باز (کاپس،سیگمن، سینا، هنکر، و والن[6]،1996 به نقل از مانیاسیس، هادسون، وئب، آلبانو،2004) بودند گزارش شده است.چندین مطالعه بر روی دو قلوها (به عنوان مثال تاپر و مک گافین[7]، 1995 به نقل از مانیاسیس، هادسون، وئب، آلبانو،) نقش ژنتیک را در اختلالات و نشان های اضطرابی کودکان نشان داده اند.

 

1-1-2-2- بازداری رفتاری[8]

یکی ازعامل های سرشتی که در رابطه با اضطراب کودکی زیاد مورد آزمایش قرار گرفته است، صفتی بنام بازداری رفتاری است. بازداری رفتاری جنبه ای از خلق و خو است که در آزمایشگاه قابل اندازه گیری است که با تمایل محدود به کاوش و شناسایی و همین طور دوری از چیزهای جدید و تازه مشخص می شود (کاگن، رزنیک، گیبونز[9]، 1988 به نقل از مانیاسیس، هادسون، وئب، آلبانو،2004)

وجود مداوم این ویژگی (بازداری رفتاری) در اوایل دوران کودکی، با اختلالات چندگانه اضطرابی در اواسط کودکی و با اضطراب اجتماعی در نوجوانی رابطه دارد(اسکارتز، اسنیدمن و کاگن[10]، 1999 به نقل از مانیاسیس، هادسون، وئب، آلبانو،2004). بازداری رفتاری با مراقبت بیش از حد والدین در رفتار با کودک رابطه دارد (آنتونی، برون، بارلو[11]، 1991) . با توجه به اینکه بازداری رفتاری کودکان را در برابر اختلالات اضطرابی آسیب پذیر می کند و  مشخص شده است که این ویژگی خیلی نا پایدار است . عنوان شده است که اکثریت نوزادانی که خصوصیات باز داری رفتاری دارند وقتی بالغ شوند این خصوصیت را از دست می دهند.

 

2-1-2-2-خلاصه و نتیجه گیری

متغیر های ژنتیکی احتمالا به عنوان متغیرهای تسریع کننده عمل می کنند و می توانند کودکان را در خطر اختلالات اضطرابی قرار دهند. عوامل خانوادگی احتمالا در رشد اختلالات اضطرابی در خانواده هایی که زمینه اضطراب را دارند ، کمک کننده هستند و ممکن است همپوشی زیاد اختلالات اضطرابی در خانواده ها را توضیح دهند( بیگلز  و  برنچمنت- تاوسنت[12] ،2006)  .داده های گسترده ای مطرح می کنند که علاوه بر ژنتیک/بیولوژی ، عامل های دیگری در رشد اضطراب نقش دارند و عوامل غیر بیولوژیکی می بایست بیشتر مورد ملاحظه و مطالعه قرار گیرند(کندلر، نیئل، کسلر، هیز، ایوس،1992).

 

2-2-2- دلبستگی[13]

چندین نوع مطالعه رابطه بین دلبستگی و اختلالات اضطرابی رامورد مطالعه قرار داده اند نخست مطالعات صعودی- نزولی بر روی فرزندان والدینی که دلبسته ناایمن بودند نشان داده است که مادران دلبسته ناایمن، دارای اختلال اضطرابی بودند و در پی آن کودکان آنها نیز خطر بالایی برای ابتلا به اختلالات اضطرابی داشتند (ماناسیس، برادلی، گلدبرگ، هود، و اسوینسون[14]، 1995و 1994)

دوم مطالعات به شکل نزولی- صعودی شامل کودکان با مشکلات دلبستگی و اضطرابی نشان داده اند که دلبستگی های ناایمن با نشانه های اضطرابی در کودکان رابطه دارند (وارن، هاستون،  اجلند و اسروف[15]، 1997، و  بارنت، اسکافسما، گوزمن و پارکر[16]، 1991 به نقل از بیگلز  و  برنچمنت- تاوسنت،2006).

تعداد اندکی از مطالعات رابطه دلبستگی با پدر و اضطراب را مطالعه کرده اند و به عنوان کرده اند دلبستگی پدر- کودک به طور خاص با رفتارهای اجتماعی اضطرابی کودک رابطه دارند (بیگلز، برنچمنت، تاوسنت، 2006).

3-2-2-روابط خانوادگی

1-3-2-2- نزاع زناشویی

شواهد زیادی برای ارتباط نزاع والدین و اختلالات  اضطرابی خاصی در کودکان وجود ندارد ولی تعدادی مطالعه رابطه نزاع والدین و نشانه های کلی و عمومی اضطراب را در کودکان مورد بررسی قرار داده اند.

به طور کلی تحقیقات نشان داده اند که دیدگاه کودکان نسبت به دعواهای والدین مهم است و نسبت به تغییر ساختار خانواده (مثل طلاق)، کارکردهای کودکان را بهتر پیش بینی می کند (کامینگز[17]، 1994). در یک مطالعه طولی که توسط هانسل[18] (1989، به نقل از بیگلز، برنچمنت، تاوساینت، 2006) انجام شد، گزارش نوجوانان از تعارضات خانوادگی با  اضطراب بیشتر در آنها مرتبط بود و در عوض طلاق والدین اضطراب را پیش بینی نمی کرد. دو مطالعه مقطعی که توسط کامینگز، کوک-مورای و پاپ[19] (2003) انجام شد نشان داد که جنبه هایی از نزاع والدین با اختلالات اضطرابی مرتبط است . این تحقیق پیشنهاد می کند که پرخاشگری والدین نسبت به یکدیگر در طول درگیری با اختلالات اضطرابی کودکان رابطه دارد.

 

2-3-2-2-کیفیت ازدواج

شواهدی وجود دارد که کیفیت رابطه زوج ها در اوایل زندگی کودک، اضطراب در آینده را پیش بینی می کند. برای مثال رضایت زناشویی والدین در زمانی که کودک آنها یک ساله است اضطراب کودک را درچهار سالگی پیش بینی می کند (مک هال و راسموسن[20]، 1998به نقل از بیگلز، برنچمنت، تاوسنت، 2006).

دیگر تحقیقات پیشنهاد کرده اند که بین کیفیت رابطه زناشویی و ادراک مادران از خلق و خوئی کودک تعامل وجود دارد که به ترتیب روی رفتارهای فرزند پروری آنها تاثیر می گذارد (مرتسکر، باد، هاورکاک، پوت[21]، 2004).

ارزیابی کیفیت رابطه زناشویی والدینی که کودکان با اختلالات اضطرابی دارند محدود صورت گرفته است، استرنبرگ (1996 به نقل از بیگلز، برنچمنت - تاوسنت، 2006) تفاوتی بین خود گزارشی والدین از کیفیت زناشویی شان در گروه بهنجار و گروه تک والدینی که کودکان با اختلال اضطرابی داشتند، پیدا نکرد. باوجود اینکه والدینی که کودکان خود را برای درمان اضطراب می آورند ممکن است در گزارش کردن مشکلات زناشویی دفاعی باشند.

 

3-3-2-2- هم والدینی[22]

هم والدینی به رفتارهایی اشاره دارد که والدین در برابر کودک نشان می دهند که والد دیگر را مورد حمایت یا عدم حمایت قرار می دهند چه در حضور یا غیبت او برای مثال ساختن یک تصور از والد غایب برای کودک.

در چندین مطالعه مشخص شده است که اضطراب کودک با ناهماهنگی واختلاف در هم والدینی (مثل کناره گیری به وسیله یکی از زوجین یا دخالت بیش ازحد در کار یکدیگر و تفاوت زیاد در بکار بردن عواطف) رابطه دارد (هال و راسموسن، 1998به نقل از بیگلز، برنچمنت، تاوسنت، 2006؛ کتز و لو[23]، 2004).

چندین مطالعه مشخص کرده اند که مادرانی که احساس می کنند به وسیله همسرشان حمایت می شوند، تعامل با کیفیت تری با فرزندشان برقرار می کنند (آماتو و  رزاک[24]، 1994به نقل از بیگلز  و  برنچمنت- تاوسنت،2005) در مقابل مادرانی که از طرف همسرشان حمایت نمی شوند پرخاشگری و کنترل بیشتری نسبت به کودکانشان نشان می دهند (برونلی، واسرمن، راف، آلوارادو، کاربالو[25]، 1995نقل از بیگلز  و  برنچمنت- تاوسنت،2006) و در ادامه پدرانی که حمایت همسران را داشتند بیشتر با کودک مراوده داشتند و برعکس پدرانی که حمایت نمی شدند در رابطه باکودک منزوی تر بودند (لامب[26]، 1980 نقل از بیگلز  و  برنچمنت- تاوسنت،2006).

هم والدینی منفی ، مشابه تعارض زناشویی می تواند بر اضطراب کودک تاثیر گذار باشد به این طریق که اگر والدین یکدیگر را حمایت نکنند، این ممکن یک احساس ناایمنی در کودک ایجاد نماید.

 

4-3-2-2-تاثیر سازگاری زناشویی بر فرزند پروری و اضطراب کودک

تحقیقات الری و وایدر[27] (2005) نشان داده اند که میزان سازگاری زناشویی تا اندازه ای هماهنگ نبودن فرزند پروری را پیش بینی می کنند و هماهنگ نبودن فرزند پروری  تا حدودی پیش بینی کننده واکنش افراطی والدین نسبت به کودک است که آن نیز به نوبه خود پیش بینی کننده مشکلات رفتاری کودک است. هم نظریه ها و هم شواهد تجربی، از امکان اثر تعدیل کنندگی هماهنگ نبودن فرزند پروری حمایت می کنند (بهرامی احسان و اسلمی،1388) اگر والدین استراتژی های حل تعارض ضعیفی داشته باشند، احتمالا در فرزند پروری ناهمخوانی دارند که آن نیز هیجان منفی را در کودک فرا می خواند(بولهر،آنتونی، کریشنکمر، استون[28] ،1997به نقل از بهرامی احسان و اسلمی،1388). روابط معنی داری بین سازگاری زناشویی و هماهنگ نبودن فرزند پروری و همچنین بین هماهنگ نبودن فرزند پروری و مشکلات رفتاری کودکان گزارش شده است (بلاک،1981،به نقل از الری و وایدر،2005). سازگاری زناشویی، به طور غیر مستقیم از طریق هماهنگ نبودن فرزند پروری با مشکلات رفتاری کودکان ارتباط دارد .

مطالعات نشان داده اند که حمایت والدین از خود مختاری فرزندان، منجر به پیامد های مثبت در دوره های مختلف رشد می شود(النو همکاران[29] ،1994؛ فرودیو همکاران[30]  ،1999 ، به نقل از بهرامی احسان و اسلمی،1388). در ضمن، فرض شده است که رواط زناشویی والدین با توانایی والدین برای تشویق خود مختاری فرزندان، مرتبط است و همبستگی های معنا داری بین ادراک شرکت کنندگان از روابط زناشویی والدینشان و میزان خود مختاری که آنها به فرزندانشان می دهند، وجود دارد ( پیپ و کوان[31]، 2004؛ به نقل از الری و وایدر ، 2005) . کوان و کوان[32] (2000،به نقل از بهرامی احسان و اسلمی،1388) نیز بیان کردند که بین گسستگی های زناشویی والدین و تمایل پدران به این که نسبت به کودکانشان سرد تر، عصبانی تر و تحریک پذیر تر باشند و به روش دیکتاتورانه عمل کنند، ارتباط نزدیکی وجود دارد و مادرانی که از روابط با همسرانشان ناشاد هستند، تمایل دارند که بیشتر به سبک دیکتاتورانه عمل کنند تا اقتدارگرایانه.

 بررسی ادبیات، تنوع گسترده ای از چارچوب های نظری در این خصوص را آشکار کرده است، اما تعداد کمی از چارچوب های نظری یکپارچه و منسجم دارند. در طول سال ها محققان متعددی پیشنهاد کرده اند که تعارض زناشویی به طور مستقیم علت مشکلات سازگاری فرزندان نیست، بلکه تعارض زناشویی بر فرزندان ، از طریق بدتر شدن رابطه والد- فرزند تاثیر می گذارد .

بیشتر تحقیقات در این زمینه از خانواده به عنوان یک سیستم یاد کرده اند و معتقدند که تعارض زناشویی به منزله تخریب کننده سیستم است که به شکست در روابط دیگر این سیستم منجر می گردد . با وجود عوامل بسیار ، سه راه اصلی پیشنهاد شده است که  تعارض زناشویی ممکن است رابطه والد – فرزندی و از این رو سازگاری کودک را مورد تاثیر قرار دهد :

اولین راه از طریق نا همساری ( ناهماهنگی) در نظم دهی است. فرض شده است که تعارض در ازدواج به صورت منفی، بر هماهنگی و همسازی روش های نظم دهی و شیوه های فرزند پروری تاثیر می گذارد (جورلیس[33] ،1995 به نقل از بهرامی احسان و اسلمی،1388). نا هماهنگی در قانون ها، انتظارات و پاسخ به رفتار های کودک به مشکلات سازگاری متعددی در فرزندان منجر می گردد .

دومین راه ، یکی از انواع الگو های غیر عادی سه گوش سازی روابط زناشویی است. در سه گوش سازی، یک والد با کودک ، ضد والد دیگر متحد می شود یا از کودک به عنوان تعدیل کننده ی مشاجرات والدینی استفاده می شود و یا اینکه والدین آشفتگی های زناشویی خود را با سپر بلا قرار دادن کودک جایگزین می کنند (مارگولین،کریستنسن و جان[34] ،1996؛ به نقل از بهرامی احسان و اسلمی،1388).

در آخر این امکان وجود دارد که ارتباط بین تعارض زناشویی و شکست در رابطه ی والد-فرزندی، به دلیل روابط عاطفی والد-فرزند باشد. مداخله ی عاطفه به شکل های مختلفی نشان داده می شود. تکرار تعارض زناشویی، والدین را از نظر هیجانی تخلیه می کند که به کاهش توانایی شان جهت شناسایی و پاسخ به نیازهای هیجانی فرزندان شان منجر می گردد
(گلد برگ و استربروک[35]،1984؛به نقل از بهرامی احسان و اسلمی،1388).

 

4-3-2-2- اندازه خانواده، ترتیب تولد و تسلط خواهر و برادری

اندازه خانواده و ترتیب تولد مفاهیم به هم مرتبط هستند و نباید به صورت مستقل از هم در نظر گرفته شوند . زیمباردو[36] (1977، به نقل از بیگلز  و  برنچمنت- تاوسنت،2006).متوجه شد که فرزندهای اول و تک فرزندها نسبت به فرزندان دیگر،تمایل بیشتری به خجالتی بودن دارند. دو توضیح برای این یافته عنوان شده است : نخست اینکه فرض شده است که والدین ممکن است انتظارات بالاتری از فرزند اول و تک فرزند خود داشته باشند و در نتیجه این کودکان نسبت به شکست های اجتمایی بیشتر حساس شوند، دوم اینکه به خاطر اینکه آنها قدرت بیشتر و نابرابری دارند، فرزندان بعد از آنها نیاز دارند که مهارت های اجتماعی را سریع تر بدست آورند تا بتوانند برای نیاز هایشان در روابط خواهر و برادر ها مذاکره کنند.در مقابل ، یک نظریه ی زیستی–رفتاری[37] اظهار می کند که الگوهای معین هرمونی مسبب ظهور غلبه ی رفتاری است و بیشتر در فرزندان اول و فرزندان بعدی با فاصله(حداقل چهار سال)، صرف نظر از جنسیت وجود دارد(مک کوبی، دوِِئرینگ، جکلاین، کرایمر،1979، به نقل از بیگلز و  برنچمنت- تاوسنت،2006).

تحقیقاتی که ارتباط بین ترتیب تولد و اضطراب کودک را مورد پژوهش قرار داده اند، نتایج متفاوتی را گزارش کرده اند. بعضی از پژوهش ها نشان دادند که فرزندان اول و تک فرزندها بیشتر خجالتی هستند (زیمباردو، 1997، به نقل از بیگلز و  برنچمنت- تاوسنت،2006). اما در بیشتر یافته ها کودکان بعدی(که بعد از فرزند اول متولد شده اند) بیشتر خجالتی و عصبی بودند. از آنجایی که فرزندان اول تسلط رفتاری بیشتری داشتند، کودکانی که به شکل منفی تحت تسلط فرزندان بزرگ تر بودند ، بیشترعصبی بودند ، تسلط منفی می تواند در آشکار کردن سازوکاری که اضطراب بیشتر فرزندان کوچکتر توضیح دهد با اهمیت باشد. اینکه چه مکانیسم های دیگری در اضطراب بیشتر تک فرزند ها و فرزندان ارشد نقش دارد، شبیه انتظارات بیشتر والدین از تک فرزندها و فرزندان ارشد، نیازبه تحقیق دارد. یکی دیگر از سازوکارهایی که ممکن است ارتباطات خانوادگی و اضطراب را شکل دهد، تعارض/هرج و مرج و محافظت همشیره ها است.با توجه به این ، خانواده های پر جمعیت تر ممکن است شانس بیشتری برای داشتن یک زندگی بی نظم و متعارض داشته باشند و اینکه تسلط منفی فرزندان ممکن است  توسط والدین اصلاح نشود.به عبارت دیگر ارتباطات مثبت بین فرزندان ممکن است از کودک در برابر عوامل منفی مثل تعارض والدین ، حمایت کند برای  پاسخ به این سوالات تحقیقات بیشتری نیاز است (بیگلز  و  برنچمنت- تاوسنت،2006).

 

4-2-2- الگوبرداری والدین[38]

داده ها حاکی از همپوشی بالایی بین اختلالات اضطرابی والدین و کودک است. کودکان اضطرابی با رفتارهای اضطرابی والدین مواجهه بودند (مورس، استرنمن، مرکلباخ، و میسترز[39]، 1996). مشاهده اعمال وگفتار والدین به طریق اضطرابی ممکن است که کودکان آن را ترسناک تشخیص دهندو یاد بگیرید و نسبت به حوادث مشابه در آینده بیم داشته باشند.

الگوسازی اضطرابی به وسیله والدین همچنین ممکن است مسئول سوگیری هایی در ادراک کودک ازتهدید (خطر) ایجاد کند و یا احساس کنترل شخصی را محدود سازد. با وجود این شواهدی وجود دارد که الگوسازی والدین برای رشد اختلالات اضطرابی کودکان دامنه زیادی ندارد. گرونر، موریس، مرکلباخ،[40](1999) در پژوهش خود  مشخص کردند  والدینی که نسبت به رویدادها  به طریق اضطرابی واکنش نشان می دهند باعث می شوند که کودکان آن موارد را ترسناک تشخیص دهند و نسبت به حوادث مشابه در آینده بیم داشته باشند.

 

5-2-2- فرزندپروری[41]

بسیاری از محققان ویژگی های عمومی رفتار والدین-کودک را در سه بعد تعریف نموده اند این ابعاد عبارتند از: الف- گرمی[42]: والدین با محبت به نیازها و علایق کودکان خود، بیش از نادیده انگاشتن و محروم کردن او پاسخ می دهند. ب- نظارت و کنترل[43]: والدین دارای این بعد رفتاری مایلند از نزدیک کودکان خود را نظاره کنند و معیارهای قاطعی برای رفتار داشته باشند و از فرزندان انتظار عملی کردن آنها را دارند ولی لزوماً آنها را تنبیه نمی کنند (برنت[44]، 1997به نقل از بهرامی احسان، باقرپورکماچالی، فتحی آشتیانی، احمدی،1387)؛ ج- بعد درگیر بودن[45]؛ والدین دارای این بعد تنها قادر هستند نگرش ها و رفتارهای کودکان خود را توصیف کنند و از نظر نگرشی کودک محورند (مکونی و مارتین[46]،1992 نقل از بهرامی احسان، کماچالی، فتحی آشتیانی، احمدی،1387).

با توجه به ابعاد رفتاری گرمی و کنترل، بامریند[47] (1991 به نقل از بهرامی احسان، باقرپورکماچالی، فتحی آشتیانی، احمدی،1387) سه نوع الگوی رفتاری والدین را ارائه نمود: الف- الگوی رفتاری قاطع و اطمینان بخش[48]؛ که با تقاضاها  و پاسخ دهی بالامشخص می شود ب- الگوی رفتاری مستبد[49] نیز با تقاضاها و پاسخ دهی بالامشخص می شود، ج) الگوی رفتاری سهل گیر[50]؛ که با تقاضای کم و پاسخ دهی بالا مشخص می شود. الگوی تربیتی استبدادی بیشترین رابطه را با ناسازگاری های کودکان دارد.

 


1 - Stein,  Jang & Livesley

2 - Kendler,  Neale,  Kessler,  Heath &  Eaves

3 - Beidel & Turner

1 - Manassis,Hudson,Webb & Albano

2 - Mancini

3 - Capps, Sigman, Sena, Henker & Whalen

4 - Thapar & McGuffin

5 - Behavior Inhibition

6 - Kagan,  Reznick & Gibbons

7 - Schwartz,  Snidman & Kagan

8 - Antony, Brown & Barlow

1 - Bögels & Brenchman- Toussain

2 - Attachment

3- Manassis, Bradley,  Goldberg,  Hood &Swinson

4 - Warren Huston Egeland & Sroufe

5- Barnett,  Schaafsma , Guzman & Parker

1 - Cummings

2 -  Hansell

3 - Goeke-Morey & Papp

4 - Hale & Rasmussen

1 - Mertesacker ,Bade, Haverkock & Pott

2 - Coparenting

3- Katz & Low

4 - Amato & Rezac

5 - Brunelli,  Wasserman , Rauh,  Alvarado & Caraballo

1 - Lamb

2- O'leary & Vidair

3 - Buehler, Antony, Krishnakumar &  Stone

4 -Allen etal

5 -Frodi etal

1 - peep & Cowan

2- Cowan & Cowan

3- Jouriles

1- Margolin, Christensen & John

2 - Goldberg & Easterbrook

3 - Zimbardo

4- Bio-behavioral theory

[38] - Parental modelling

[39] - Muris,  Steerneman,  Merckelbach  &  Meesters

1 - Gruner,  Muris & Merckelbach

2- parenting

3- warmish

4- Contorol

5- Berndt

6- Involvement

7- Maccoby &  Martin

8- Baumrind

1- Authoritative

2 - Authoritarian

3 - Permissive

دانلود مبانی نظری سبک های تفکر و نگرش های ناکارآمد فرزند پروری والدین بر اضطراب کودکان

دانلود چارچوب مبانی نظری وپیشینه پژوهش دین و مذهب


چارچوب مبانی نظری وپیشینه پژوهش دین و مذهب

چارچوب مبانی نظری وپیشینه پژوهش دین ومذهب

دانلود چارچوب مبانی نظری وپیشینه پژوهش دین و مذهب

چارچوب مبانی نظری وپیشینه پژوهش دین و مذهب
مبانی نظری و پیشینه تحقیق دین و مذهب
مبانی نظری وپیشینه پژوهش دین و مذهب
 چارچوب مبانی نظری  دین و مذهب
پیشینه پژوهش دین و مذهب
 مبانی نظری دین و مذهب
چارچوب مبانی نظری 
پیشینه پژوهش
دین ومذهب
دسته بندی روانشناسی و علوم تربیتی
فرمت فایل docx
حجم فایل 44 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 26

مشخصات این متغیر:

منابع: دارد

پژوهش های داخلی و خارجی: دارد

کاربرد این مطلب: منبعی برای فصل دوم پژوهش، استفاده در بیان مسئله و پیشینه تحقیق و پروپوزال، استفاده در مقاله علمی پژوهشی، استفاده در تحقیق و پژوهش ها، استفاده آموزشی و مطالعه آزاد، آشنایی با اصول روش تحقیق دانشگاهی

تعداد صفحه: 26صفحه

نوع فایل:word

توضیحات از متن فایل

2-12-2-       نیاز همیشگی به دین

علامه مصباح با رد ادعاهای کسانی که یا اصل نیاز به دین را قبول ندارند و یا با پذیرش اصل نیاز به دین، لزوم آن را در این زمان انکار می کنند و برای احکام اسلام، مانند احکام دیگر ادیان، تاریخ مصرف قایل هستند، به تبیین ضرورت نیاز به دین در همه زمان ها از طریق اثبات ضرورت بعثت پیامبران (ص) می پردازد.

با توجه به اینکه هدف از افرینش انسان، رسیدن او به کمال اختیاری از طریق عبادت و بندگی خداست                 ( ر.ک: ذاریات : 56)، اراده حکیمانه خداوند متعال، اصالتاً به سعادت انسان تعلق گرفته است. روشن است که علم عادی انسان ها بسیار محدود است و نمی تواند از ابزارهای ادراک محدود خود که برد خاصی دارند برای تشخیص درست و کامل مسیر، استفاده کند. انسان دانش کمی دارد ( ر.ک : اسراء : 85) و چه بسا اموری را خیر بداند، ولی به ضرور او باشد و بعکس، چه بسا امری را به ضرر خود بداند، ولی خیر او در همان چیز باشد ( ر.ک : بقره : 216). علاوه بر این :

الف- تحقق ادراک مشروط به شرایطی است که با فراهم نبودن آنها، همین ادراک محدود هم حاصل نمی شود.

ب- انسان در ادراک های خود مصون از اشتباه نیست.

ج- نیازهای انسان به نیازهای مادی منحصر نیست و باید مصالح معنوی او – که به دلایلی مهم تر از مصالح مادی اوست – هم تأمین شود. شناخت های عادی انسان با تمام اهمیتش، نمی تواند برای تشخیص راه سعادت حقیقی در همه ابعاد کافی باشد و اگر انسان راه دیگری برای جبران این کمبود نداشته باشد، هدف آفرینش محقق نخواهد شد.

بنابراین، برای اینکه انسان بتواند در راه تکامل گام بردارد و نیازهای خود را تأمین کند به وحی و دین نیاز دارد. او از این طریق می تواند مصالح و مفاسد واقعی خود را بشناسد و آگاهانه انتخاب کند. با این بیان، دلیل اول منکران نیاز بشر به دین در عصر حاضر نقد شد.

تمدین های بشری هر قدر هم پیشرفت کنند نمی توانند در زمینه رسیدن انسان به سعادت ابدی به انسان کمک کنند. مسئله اصلی ما این است که چگونه می توانیم به کمال نهایی برسیم؟ اگر تا آخر زندگی دنیا وسایلی مانند هواپیما، رایانه، ابزارهای پیشرفته پزشکی و ... هم اختراع و ساخته نمی شد، به ارزش های معنوی و سعادت ابدی انسان صالح آسیبی نمی رسید.

تمدن ایران و روم در این زمینه چه کمکی به ما کرده اند؟ آن تمدن ها اگر مشکلاتی را برای بشر نیافریده باشند، در زمینه رسیدن او به سعادت ابدی کمکی نکرده اند. ثمره این تمدن ها هر چه بوده، مربوط به دنیا بوده است. آنچه انسان را به سعادت ابدی راهنمایی می کند وحی الهی و دین است. این نیاز همیشه وجود دارد ( مصباح، 1381 ، 210).

 

2-13-هدف دین

هدف دین را می توان با تبیین اهداف و فوایدی که برای بعثت انبیا (ص) ذکر شده است و همچنین با بررسی محتوای دعوت ایشان، بیان کرد. روشن است که ایشان، هماهنگ با هدف آفرینش انسان و جهان، دستورهایی را از جانب خداوند متعال آورده اند که تضمین کننده سعادت دنیوی و اخروی انسان است. با توجه به آیه های قرآن کریم، می توان امور زیر را – بدون ادعای انحصار و تقسیم منطقی – به مثابه هدف بعثبت انبیا (ص) ذکر کرد :

فهرست منابع

مقالات فارسی:

1-احمدی، خدابخش و همکاران ( 1379)، ( بررسی شخصیت در جهت گیری مذهبی دانشجویان )، مجله روان‌شناسی، شماره 185، ص 204.

2-احمدی، خدابخش و دیگران « بررسی وضعیت ازدواج و سازگاری زناشویی در بین کارکنان سپاه ،(1384)، طب نظامی، ش 7، ص 141-152.

3-ترکاشوند، جواد و دیگران (1392)، تعامل رفتاری همسران از نگاه اسلام و روان شناسی، ماهنامه علمی – ترویجی معرفت، سال 22، شماره 90.

4-حق دوست ، علی اکبر و دیگران « بررسی دیدگاه دانشجویان علوم پزشکی پیرامون عوامل موثر در ازدواج »(1374)، اندیشه ورفتار، ش3، ص20-29.

5-جان بزرگی، مسعود(1388)، «ساخت اعتبار یابی آزمون پایبندی مذهبی بر اساس گزاره های قرآن و نهج البلاغه» ، فصل نامه علمی تخصص پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، سال سوم، ش5.

6-خدایاری فرد، محمد و دیگران، « رابطه نگرش مذهبی با رضایت مندی زناشویی در دانشجویان متأهل»/(1386)، خانواده پژوهی، سال سوم، ش 10، ص 611 – 620.

7-روحانی ، عباس و داوود معنوی پور (1387)، « رابطه عمل به باور های دینی با شادکامی و رضایت زناشویی در دانشگاه آزاد اسلامی واحد مبارکه» ، دانش و پژوهش در روانشناسی ،ش35و36،ص189-206.

8-سیمز، جفری، (2004)« معنا و غایت دین در گفت و گو با کنت ول اسمیت»، ترجمه پریوا عروج نیا، کیان، ش 33، ص 4-14.

9-صیاد پور ، زهره (1383)« بررسی رضایت از ازدواج در دانشجویان» روانشناسان ایرانی ، سال اول ،ش2، ص145-157.

10-غباری بناب ، باقر، (1380)« مطالعاتی در قلمرو مشترک دین و روان شناسی»، فصل نامه علمی تخصص پژوهشگاه حوزه و دانشگاه سال هفتم، شماره نهم..

11-مقدم، سعید ( 1391) « خانواده آرمانی در اندیشه امام سجاد (ع)» ماهنامه معرفت، سال بیست و یکم، شماره دهم، ص 14-26.

کتاب های عربی:

1-تمیمی آماری، عبدالواحدبن محمد(1366)، غررالحکم و درر الکلم، قم، دفتر تبلیغات اسلامی.

2-حر عاملی ، محمدبن حسن(1409ق) ،وسائل الشیعه، قم،موسسه آل بیت(ع).

3-شعیری، محمدبن حیدر(1363)جامع الاخبار،قم، شریف رضی.

4-کلینی، محمد بن یعقوب (1365)، الکانی، ج پنجم، تهران، دارالکتاب الاسلامیه.

5-مجلسی، محمدباقر(1404 ق)، بحارالانوار، بیروت، موسسه الوفاء.

6-نوری، میرزا حسین(1408ق)، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، قم، موسسه آل بیت(ع).

کتاب های انگلیسی:

1-Brabdery, T.N. & Fin Cham, F.D. & Beach S.R, (2000) , Research on the nature and   determinants of marital satisfaction : A decade in review Journal of Marriage and family , V62, P.967.

Ellis, A. (1968). Rational – emotive therapy applied to relation ship therapy .journal of Rational – emotive therapy, pp. 67-76.

Costa, P.T.,Terracciano,A.,R.Mccrae(2001), Gender Differences in Personality trais Across Cultur:Robust and Surprising findings” ,journal of personality and social psychology, 81(2), p. 222-231.

Gruner, L, (1985), The correlation of private, religious devotional practices and marital adjustment. Journal of cooperative family studies, V16, N1, p, 54.

Horney,k.( 1987). Final lectures. New York: Norton.

Kendall, Diana(1999), Sociology in our Times, Belmont , CA, wads worth company.p.426.

Kim Y.M.& others(2004), Spirituality and affect a Function of changes in religious affiliation. Personality and Individual Differences, V 37(4).

Mahoney, A. & others, (1999), Marriage and the spiritual realm : The role of proximal and distal religious constructs in marital functioning. Journal of Family psychology, V13(3), P.332.

دانلود چارچوب مبانی نظری وپیشینه پژوهش دین و مذهب

دانلود چارچوب مبانی نظری و فصل دوم تحقیق تعامل والدین و فرزند


چارچوب مبانی نظری و فصل دوم تحقیق تعامل والدین و فرزند

چارچوب مبانی نظری و فصل دوم تحقیق تعامل والدین و فرزند

دانلود چارچوب مبانی نظری و فصل دوم تحقیق تعامل والدین و فرزند

چارچوب مبانی نظری و فصل دوم تحقیق تعامل والدین و فرزند
 مبانی نظری و فصل دوم تحقیق تعامل والدین و فرزند
چارچوب مبانی نظری  تحقیق تعامل والدین و فرزند
چارچوب مبانی نظری
فصل دوم تحقیق تعامل والدین و فرزند
دسته بندی روانشناسی و علوم تربیتی
فرمت فایل docx
حجم فایل 67 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 48

مشخصات این متغیر:

منابع: دارد

پژوهش های داخلی و خارجی: دارد

کاربرد این مطلب: منبعی برای فصل دوم پژوهش، استفاده در بیان مسئله و پیشینه تحقیق و پروپوزال، استفاده در مقاله علمی پژوهشی، استفاده در تحقیق و پژوهش ها، استفاده آموزشی و مطالعه آزاد، آشنایی با اصول روش تحقیق دانشگاهی

تعداد صفحه: 48صفحه

نوع فایل:word

توضیحات از متن فایل

مرور ادبیات مربوطه به روان شناسی و آسیب شناسی نشان می دهد که موضوع تعامل مادر– فرزند از عمده ترین زمینه های مطالعه است. در این خصوص پژوهشگران به یافته های ارزشمندی دست یافته اند که در اینجا به پاره ای از آن ها اشاره می شود: از آنجا که مادر نخستین مراقب کودک  است و مراحل اولیه رشد تاثیر قطعی بر شخصیت انسان دارد و چون بسیاری از مشکلات روان شناختی ریشه در این تعامل دارند تعامل بین مادر و فرزند مورد توجه خاصی بوده است. وقتی ازتعامل سخن می گویم منظور رابطه متقابلی است که بین والدین و فرزندان وجود دارد و اینکه آنها بر یکدیگر اثر می گذارند. با مرور ادبیات رشد و تربیت کودک، معلوم می شود که سالیان مدید مردم و حتی صاحب نظران بر آن بودند که کودک موجود منفعل است و تاثیری بر والدین و اطرافیان خود ندارد. ولی بعدها، یعنی در عصر حاضر، معلوم شد که نه تنها این طور نیست بلکه از همان روزها و هفته های نخست کودک بسیار فعال، پویا و اثر گذار است.

سلامت جسمانی و روانی مادر در ایجاد فضایی مطلوب در خانواده به عنوان نخستین پایگاه آموزش و پرورش، ازبنیادی ترین عوامل شکل گیری شخصیت کودک است (نوایی نژاد، 1373). نتایج پژوهش های بلسکی و پلاس (2011، 2010، 2009) مبین آن است که کیفیت مراقبت، حساس بودن و تعامل مثبت با مادر در دوران کودکی با مشکلات رفتاری در نوجوانی مرتبط است.مادر و کودک مجموعه ای را تشکیل می دهند که هرگونه ارزیابی و تلاش در قلمرو درمانگری، باید آن را در نظر بگیرد (دادستان، 1385). کودک وقتی می بیند که این مادر است که بیش از همه او را پرستاری و مواظبت می کند به او صادقانه عشق می ورزد ، میان آنان یک رابطه محبت آمیز و استوار برقرار می شود اما اگر مادر خونسرد ، بی قید یا بی محبت باشد ممکن است کودک را به واکنش های شدید وا دارد و او را موجودی خودخواه، نادان، سنگدل و غیر قابل اعتماد به شمار آورد (پارسا، 1375).

ارتباط میان مادر و فرزند، نه تنها از زمان تولد بلکه حتی پیش از آن نیز اثر بسیار مهمی در رشد روانی کودک دارد. اشتیاق مادر به داشتن یا نداشتن کودک دلیلی بر این مدعاست و دارای اثر تعیین کننده در رابطه مادر و کودک است. شخصیت مادر و نگرش او نسبت به کودک نیز از اهمیت زیادی برخوردار است. ارزش های مثبت خانواده بیشتر به روابط نزدیک کودک با پدر وابسته است تا به مادر، مصاحبت گرم و صمیمانه پدر و پسر سبب می شود که پسر اعتماد به نفس و صراحت بیشتری پیدا کند و در او نسبت به دیگران احساس احترام و محبت پدید آید. این در واقع پدر پسر را در مقابله با رویدادها مرد زندگی بار می آورد. گرچه معمولاً به اندازه مادر در دختر خود نفوذ ندارد، ولی پدر مهربان و دلسوز به اعتماد به نفس و سازگاری دختر در میان همتایانش کمک کننده موثر است (پارسا، 1375).

 رابطه بین کودک و مادر بسیار حساس و تغییرات آن بسیار چشمگیر است. ولی رابطه بین کودک و پدر کمتر دچار تغییرات می گردد و با ثبات تر است. برای برقرار شدن رابطه صحیح میان مادر و کودک، نه فقط مهارت و آشنا بودن مادر به وظایف مادری مهم است بلکه آشنایی مادر با خصوصیات روانی و رفتاری کودکی که در حال رشد است نیز اهمیت دارد (فیض، 1389).

تحقیقات انجام شده توسط پژوهشگران این فرضیه را مطرح می کنند که وقتی مادران در مقابل تلاش فرزندانشان برای برقراری ارتباط، پاسخگو باشند و عمل اکتشاف محیط را تسهیل نمایند، کودکانشان در دوره ی نوپایی مستقل تر بوده و توانایی بیشتری برای حل مسئله خواهند داشت (فیض، 1389).

تعدادی از مطالعات اخیر، یافته های مذکور را تایید می کنند. در این مطالعاتگرمی، گفتگوی مثبت و پذیرش مادربا ویژگیهای شخصیتی، نظیر پرخاشگری کمتر، اعتماد به نفس بیشتر،خود کفایی مثبت تر، استقلال بیشترتر و سازگاریهای روانی در کودکی و بزرگسالیپیوند خورده است (روهنر و خالقی، 2011،2012).

 


 

دانلود چارچوب مبانی نظری و فصل دوم تحقیق تعامل والدین و فرزند

دانلود چارچوب مبانی نظری و فصل دوم تحقیق نقش والدین در پیشرفت تحصیلی فرزندان


چارچوب مبانی نظری و فصل دوم تحقیق نقش والدین در پیشرفت تحصیلی فرزندان

چارچوب مبانی نظری و فصل دوم تحقیق نقش والدین در پیشرفت تحصیلی فرزندان

دانلود چارچوب مبانی نظری و فصل دوم تحقیق نقش والدین در پیشرفت تحصیلی فرزندان

چارچوب مبانی نظری و فصل دوم تحقیق نقش والدین در پیشرفت تحصیلی فرزندان
 مبانی نظری و فصل دوم تحقیق نقش والدین در پیشرفت تحصیلی فرزندان
چارچوب مبانی نظری  تحقیق نقش والدین در پیشرفت تحصیلی فرزندان
چارچوب مبانی نظری
فصل دوم تحقیق نقش والدین در پیشرفت تحصیلی فرزندان
دسته بندی روانشناسی و علوم تربیتی
فرمت فایل docx
حجم فایل 49 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 17

مشخصات این متغیر:

منابع: دارد

پژوهش های داخلی و خارجی: دارد

کاربرد این مطلب: منبعی برای فصل دوم پژوهش، استفاده در بیان مسئله و پیشینه تحقیق و پروپوزال، استفاده در مقاله علمی پژوهشی، استفاده در تحقیق و پژوهش ها، استفاده آموزشی و مطالعه آزاد، آشنایی با اصول روش تحقیق دانشگاهی

تعداد صفحه: 17صفحه

نوع فایل:word

توضیحات از متن فایل

     صاحب نظران تعلیم و تربر این عقیده اند که والدین با همکاری و کمک به معلمان، در زمینه ی پیشرفت تحصیلی فرزندان خود می توانند بسیار مؤثر واقع شوند. این مسأله به خصوص در دوره ابتدایی بسیار حائز اهمیت است. تحقیقات نشان می دهد پیشرفت تحصیلی دانش آموزانی که والدین آن ها افرادی آگاه و باسواد هستند و بهتر به راهنمایی آن ها می پردازند بیشتر است(آرمند،1387). 

اگر دقت کنیم متوجه می شویم که گاهی یک جمله ی کوتاه مفهوم وسیعی را می رساند که شاید یک کتاب نتواند به آن اندازه مطلب را ادا کند. بعضاً به مناسب سخن زیبای امام سجاد(ع) که می فرماید:" پدر و مادر اگر بخواهی بدانی که فرزند چه حقی بر گردن تو دارد کافی است بدانی که او از توست". سلامت و ناخوشی، دانایی و نادانی، هوشیاری و کم هوشی، ادب و بی ادبی، شادمانی و غمگینی و ... همین طور است، و فرزندان هر چه دارند عمدتاً از والدین خود دارند، چه از راه توارث و چه از طریق تربیت. و همین موضوع نمایانگر مقام مادری و پدری و مسوولیت بسیار سنگین والدین می باشد(صدری، 1388).

مسأله ی درس و پیشرفت درسی فرزندان هم جدا از این موضوع نیست یعنی امر پیشرفت تدرسی یک امر مجرد نیست که بتوان آن را جدا از مسایل دیگر مورد بحث قرار داد. به طور کلی خواندن و یادگیری مستلزم وجود شرایط اولیه و ثانویه است. شرایط اولیه یعنی استعدادهای نفسانی، مثل هوش و حافظه، یا سلامت بدن و شرایط ثانویه مانند محیط مناسب آرامش روانی، وسایل ضروری که همه این ها به هر حال به والدین ارتباط دارد و این شرایط چیزهایی نیست که بگوییم خاص درس خواندن یا مدرسه رفتن است و لذا موضوع و چگونگی درس خواندن یک کودک یا نوجوان به تمام مسایل زندگی او مربوط می شود(صدری، 1388).

موضوع پیشرفت درسی فرزندان یک خانواده یا عقب ماندگی آنان به نسبت قابل توجهی به میزان هوش، حافظه و وضع جسمانی بستگی دارد و این مسایل چیزی نیست که یکباره از آغاز هفت سالگی که کودک راهی مدرسه می شود تحول یافته، کودک را آماده درس خواندن و یادگیری کند یا اجتماعی بودن را به او بیاموزد. البته نباید فراموش کرد که انسان حتی قبل از تولد، مسایل تربیتی دارد مثلاً نوع تغذیه مادر و حالات روانی او در جنین مؤثر است. طبیعی یا سخت بودن عمل زایمان، طولانی یا کوتاه بودن آن، کیفیت شیر دادن به کودک، نوع شیر(اگر به عللی از شیر مادر محروم شود)، چگونگی پرورش کودک تا شش سالگی از لحاظ بدنی و روانی، رفتار و ارتباط عاطفی والدین(زن و شوهر) با همدیگر، همه و همه مقدماتی است که به صورت سه دوره از کودکی تا شش سالگی پشت سر گذاشته می شود و فرزند ما با این مقدمات وارد متن دوره دبستان می شود(صدری، 1388).

بنابراین، شناخت دوره های حساس تربیتی یعنی کودکی و نوجوانی برای والدین و سایر مربیان از اهمیت خاصی برخوردار است. ویژگی های روانی و مسایل جسمانی در دوره های تا شش سالگی تا دوازده سالگی و تا پانزده سالگی و بالاخره از از پانزده تا هجده سالگی که تقریباً دوره دوم نوجوانی محسوب می شود، باید مورد توجه والدین باشد تا برخوردهای لازم و عواطف شایسته تنظیم شود. مثلاً والدین باید بپذیرند که پایان شش سالگی برای آغاز دوره دبستان بعد از مطالعات و بررسی های لازم تعیین شده بنابراین شتاب زدگی جهت فرستادن فرزند خود به مدرسه زودتر از موقع مناسب، نه تنها مفید نخواهد بود چه بسا متضمن ضررهایی در آتیه باشد که گاهی جبران ناپذیر می نماید(صدری، 1388).

نکته مهم دیگر درباره نقش والدین در پیشرفت تحصیلی فرزندان آماده کردن محیط درسی، برنامه ریزی برای خواب، تغذیه، مطالعات مفید غیر درسی و استفاده از برنامه های رادیویی و تلویزیونی از راه های تربیت صحیح و پیشرفت درسی فرزندان ماست. گاهی والدین از فرزندان خود که در دوره های مختلف تحصیلی مشغول تحصیلند بیش از حد معقول توقع دارند این امر نیز نتایج نامطلوبی دارد در حالی که حد معقول ان خوب و حقی ضروری است تا روحیه ی تعاون و تلاش و آمادگی برای زندگی را در آنان پرورش دهد(صدری، 1388).

دانلود چارچوب مبانی نظری و فصل دوم تحقیق نقش والدین در پیشرفت تحصیلی فرزندان

دانلود جزوه کدینگ 1100


دانلود جزوه کدینگ 1100

برای همیشه از کابوس حفظ لغات و فراموشی بعد از آن لغات 1100 خلاص شوید!!!

دانلود دانلود جزوه کدینگ 1100

دانلود رایگان جزوه کدینگ 1100
ept
 رمزگذاری و کدینگ لغات 1100
جزوه زبان
دانلود جزوه کدینگ 1100
504
تافل
دسته بندی جزوه های درسی
فرمت فایل pdf
حجم فایل 3353 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 185

گاهی با شکستن یک کلمه می توان به قسمتی آشنا رسید که به خاطر سپردن ان کلمه را برای ما راحت می کند و گاهی نیز با اضافه کردن بخشی به ان کلمه می توان به این هدف رسید. گاهی کلمه مورد نظر شبیه به کلمه ای در زبان مادری یا گویش های ترکی، لری، شمالی… می باشد که ما را در با خاطر سپردن ان کلمه کمک می کند. البته می توان گاهی مثال های خنده دار و طنز و عجیب نیز از کلمه ی مورد نظر ایجاد کرد. پیدا کردن الگوهای جذابی که کلمه مورد نظر را در ذهن ما حک کند اساس این روش است! نتیجه کار شگفت انگیز است! لغاتی که به این روش به خاطر سپرده شود هرگز تا سالیان سال فراموش نخواهند شد! دانلود رایگان جزوه کدینگ تافل. این مجموعه برای تمامی افراد با هر سطح زبانی که از روش های معمولی کلافه شده اند یا قصد شرکت در ازمون های تافل، کارشناسی ارشد و … را دارند به شدت توصیه می شود. اسم این روش کدینگ، کدبندی، کدگذاری و رمزگذاری لغات می باشد.

توجه :
این کتاب آموزشی در وب سایت های دیگر با قیمت چند برابر به فروش میرسد گران نخرید

تصویر سازی یا کدگذاری لغات چیست؟
روش تصویر سازی یا کدگذاری لغات اخیرا به عنوان یکی از شیوه های نوین برای به خاطر سپردن بهتر لغات در زمان کمتر و با صرف وقت کمتری مطرح شده است که امکان ماندگاری بیشتر لغات در ذهن مخاطب را نیز فراهم می آورد. و امروزه همایش هایی هم در جای جای ایران در این خصوص برگزار می شود. این روش تصویر سازی برای یادگیری لغات می باشد که به نظر من عنوان ::سر نخ سازی:: مفهوم بهتر و قابل درک تری به این روش خواهد داد. این روش به این صورت می باشد که شما سعی می کنید با توجه به دانش قبلی خودتان برای لغتی که در تلاش برای درک یا حفظ معنی آن هستید یک تصویر یا سرنخ بسازید. دفعه بعد با روبرو شدن با آن لغت سرنخ سریعا در ذهن شما تداعی شده و معنی لغت را به یاد خواهید آورد. البته به شرط اینکه این سرنخ و تصویر سازی به شیوه درستی انجام شده باشد.

نمونه :

جزوه کدینگ 1100

جزوه کدینگ 1100

جزوه کدینگ 1100

دانلود دانلود جزوه کدینگ 1100